گروه فرهنگي روزنه
   1   2      >
  • s.m.m.k ( يکشنبه 27/5/1387 :: ساعت 10:15 صبح)

    بسمه تعالي


    «هر که امام زمان خود را نشناسد  از دنيا برود مرگ او مرگ جاهلانه اي بوده است.»


     


    ((آغاز))


    شاهنشه روم دختري داشت       در برج عفاف اختري داشت


    آينه  عصــمت  ادب  بــــود       داراي شـــرافت و نصب بود


    ميبود « مليــکه»  نام ناميش       ميداشت پدر چو جان گراميش


    برده نصب از دو سو مليکا        از قيصـر و  جانشين عيســي


    شمعون وصي مشيح جدش        از باغ و کمــــال رسته  قدش


    در حسن کمال مهر ومه داشت     از سيزده رو به چارده داشت


    پس خواست براي دختر خويش      همســـــر، پسر برادر خويش


    قيصر ندماي خويش را خواند      تا مجلس جشــن عقـد آراست


    پاپ و علمـــــــــا همه ستادند        انجيــــــــل مسيح را گشادند


    تا آيـــه اي از کتاب خـواندند        پس خطبه عقـــــد را براندند


    داماد چو شد به تخت بنشست        سنگيني بخت تخت بشکست



    ديدند که تخت واژگــــون شد       داماد ز تخت سر نگــون شد


     


    حضـــــار تمام مـــات گشتند      مبهـــوت ز حـــادثـات گشتند


    پس پاپ ز شاه کرد درخواست       تا مجلس عقــــد از نو آراست


    اسباب نشــــاط کسب کردند        آن تخت دوبـاره نصب کرند  


    شد مجلس عقد چونکه برپا        گشتند کشيشهـــــــا  مهيـــــــا


    داماد نشست چونکه بر تخت      بشکست دوباره آن نگونبخت


     


    حضرت نرگس(س) به بشر بن سليمان مي فرمايند شب هنگام در خواب ديدم گويي حضرت عيسي و شمعون وصي او و گروهي از حواريون در قصر جدم قيصر اجتماع کرده اندو در جاي تخت منبري که نوراز آن مي درخشيد قرار دارد


    پس کرد مسيح روو به شمعون               گفتا که مبترک تست و ميمون


    وصـــــل تو به گلشـــن سيادت               شمــعون بگفـــت زهي مبارک


    پس ختــــــــم پيمبــــــران والا              از منبــــر نـــــــــور رفت بالا


    خــــوش خطبه عقد را ادا کرد                دامــاد و عروس را صدا کرد


    آن زهـــــره قرين مشتري شد                 همســتر به امام عسکري شــد


    بشربن سليمان ميگويد: پرسيدم چطور شد که بميان اسيران افتادي ؟ فرمود:در يکي از شب ها خواب ديدم امام حسن عسکري (ع)فرمود:فلان روز جدت قيصر لشکري بجنگ مسلمانان ميفرستد تو هم بطور ناشناس در لباس خدمتکاران همراه عدع اي از کنيزان از فلان راه بآنها ملحق شو


             بايد به فلان طرف زني گام            تا آنکه شوي اسير اسلام


          در ظاهر اگر کنيز گردي                آئي بر ما عزيز گردي


             با جمع کنيزکان روان شو               در راه خدا ز کاروان شو


    سپس پيشقرولان اسلام مطلع شدند و ما اسير گرفتند و کار من بدين گونه انجام شد


                بين اســــــــراي روم ديدش         عمربن يزيد و پــتس خريدش      


    با صاحب خويش آن پريزاد          طي کرده ره عراق و و بغداد


    يک شب دهمين امام، هادي         فربمــان به بشير شيـــر دادي


    اين نامه بگير و رو لب شط         تا دريـــــــابي رموز اين خط


    وقتي که رسي کنــار دجـــله          ما راست يکي عروس حجله



    اين نامــه بده به آن پــري رو          کـــآسوده شــود ز غـم دل او


     


    ((فرستادن نامه))


    شد پيش بشير و نامه را داد                چشمش که به خط شاه افتاد


    ياد از خط روي عسکري کرد             بس بوسه بخطش؛آن پري کرد


    پس از لب لعل خود گـهر سفت                عمــربن يزيد را چنين گفت



    بفروش مرا به صاحب خط                    خود را فکنم وگرنه در شط


    ((پايان))


    بگرفت بشر آن امــــــــــانت            آورد بــه خــــــاندان عصمت


    آن زهره به دست مشتري داد            تحويل امـــــام عسکري داد


    تا مام امام عصـــــر گــــردد             سر چشمه فتح ونصر گردد


    آرد پســــــري که شــــاه باشد          فــــرمانده مهر و مـــاه باشد


    آيد پســـــري که هست قـــــائم         فيــضش بخلائق است دائـــم


    امروز که روز قائم مــــــاست           از او همه فيض دائم ماست


    روشن همه چشم ما به رويش             بستـــه دل ما به تار مويش


     


     


    ROWZANEH


    خلاصه شعر سيد مرتضي مير فخرائي جندقي


    برگرفته شده از کتاب مهدي موعود نوشته ي علامه مجلسي


     




  • s.m.m.k ( چهارشنبه 23/5/1387 :: ساعت 7:59 عصر)

    حتما کس هايي هستند که سريال امپراتوري دريا رو دنبال کرده باشند


    اتفاقا من هم بيشتر قسمت هاي اين سريال آموزنده رو نگاه کردم، از جمله قسمت آخرش رو که واقعا کارگردان محترم (يا محترمه) تا مي تونست تمام نقش اصلي ها رو کشت( و چه قدر بد هم کشت)اگه دلت مي خواد اين جا رو کليک کن



  • s.m.m.k ( دوشنبه 21/5/1387 :: ساعت 6:38 عصر)

    سلام


     


    شنيدم شاعري اين گونه سرداد


                  (( هر آنچه ديده بيند دل کند ياد))


    دريغا درد ما نا ديدن اوست


                   و ما را ديدن ناديده خوش باد



    غزل زيرگفت وگوي من و شما با حضرت صاحب زمان است؛


    به نظر حقير، خواندن اين شعر زيبا خالي از لطف نيست.



    گفتم شبي به مهدي بردي دلم ز دستم


                                 از بس در انتظارت شب تا سحر نشستم


    گفتا چه کار بهتـــر از انتظار جانان


                                      من راه وصل خود را بر روي تو نبستم


    گفتم دلم ندارد بـــــي تو قرار و آرام


                                    من عقده دلـم را امشب دگر گسستم


    گفتا هواي نفست باشد حجاب وصلم


                                  گر نفس را شکستي دستت رسد به دستم


    گفتم ببخش جرمم اي رحمت الهـي


                                 شرمنده ي تو بودم شرمنده ي تو هستم


    گفتا هــزار نوبت از جرم تو گذشتم


                                 پرونده ي تو ديدم چشمــان خــود ببستم


    اما مبـــاش نوميــــد از درگه اميدم


                                 من کـــي،دل محب شرمـنده را شکستم


    ((براي اون هايي که براشون مهمه بايد بگم شاعر اين غزل زيبا رو نميشناسم))




  • گل نرگس ( شنبه 19/5/1387 :: ساعت 12:14 عصر)

    خواب عجيب نرجس (عليها السلام)


       گرچه «مليکه» با آن طينت پاکي که داشت، خواستار ازدواج با چنان افرادي نبود، و آرزوي رفتن به خانه اي که پر از صفا و معنويت و خداپرستي باشد مي کرد، اما دو حادثه اي که رخ داد، او را نيز غرق در فکر کرد ، با خود مي گفت:«سرنوشت من چه خواهد شد، سرانجام کجا خواهم رفت؟ خدايا مرا کمک کن و مرا نجات بده...»



       او همچنان فکر مي کرد و اندوهگين بود تا اينکه شب خوابش برد، در عالم خواب ديد، جدّش شمعون همراه حضرت مسيح(ع) و عده اي از ياران مخصوص حضرت(ع) وارد کاخ شدند، ناگهان منبري بسيار باشکوه به جاي تخت امپراطور گذاشته شد، سپس ديد دوازده نفر از افراد بسيار خوش سيما و نوراني و زيبا وارد کاخ شدند،در عالم خواب به مليکه گفته شد، اينها که وارد شدند، پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله)، حضرت علي(ع)، امام حسن(ع)، امام حسين(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادي(ع)، امام حسن عسکري(ع) هستند. ناگهان ديد پيامبر اسلام(ص) به حضرت مسيح(عليه السلام) رو کرد و گفت: ما به اينجا آمده ايم تا «مليکه» را از شمعون، براي فرزندم «حسن عسکري» خواستگاري کنيم.



       حضرت مسيح(ع) به شمعون گفت: به به، سعادت به تو رو کرده، خويشي خود را پيوند بده با خويشي دودمان محمد(ص)، شمعون از اين پيشنهاد بسيار خوشحال شد.



        آنگاه حضرت محمد(ص) به منبر رفت و خطبه ي عقد را خواند و «مليکه» را به عقد همسري امام حسن عسکري(ع) در آورد، و سپس حضرت مسيح و شمعون و ياران مسيح(ع) به اين عقد گواهي دادند.




  • گل نرگس ( سه‏شنبه 15/5/1387 :: ساعت 11:16 صبح)

     


    ،


    سوم شعبان ولادت بزرگ پاسدار حريم دين


    سرور و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله  الحسين و روز پاسدار بر همه پويندگان حق وحقيقت مبارک باد . نام گذاري اين روز بنام روز پاسدار شرف بزرگي است که پاسداران حريم ولايت بدان فخر ورزيده و پيروي آگاهانه از مشي سرور آزادگان عالم را تنها راه نجات از اسارت تن ورهايي  از گرداب تباهي مي دانند .


    يا ابا عبدالله! در زماني که ظلم وکفر قد برافراشته و همه دستگاه ستم ، دست به غارت دستاورد نبي اکرم (ص)، شبها ميگساري و روزها بساط ظلم و ستم پهن کرده بودند؛ تو با تمامي آنچه در توان داشتي با خانواده و اصحاب و ياران با وفا قدم در راهي گذاردي که در ظاهر شکست و کشته شدن ياران و فرزندانت و اسارت عزيزترين عزيزانت بود ، اما در باطن ،گسترش گستره اسلام تا قرنهاي متمادي و تا ابد بود .آنان که تو را نديده بودند اما از جوهر غيرت و مردانگي ات رشحه اي مشامشان را نوازش کرده بود در حالي که آيه "و اعدوا لهم استطعتم ...." بر سينه هايشان حک شده بود ، جانشان بي ارزش ترين چيزي بود که دشمن به خيال خام خود از آنها مي گرفت. اينک همان هايي که شبها  در دل سياهي شب ،مناجات و راز و نياز با حضرت حق تنها عشقشان بود و روزها چون طوفاني بر غافلان کور دل مي تاختند ، همان ها علم سازندگي و خدمت به محرومان جهان را بر دوش داشته،تعجب و بهت جهانيان را برانگيخته اند.


    يا حسين ! اگر در کربلا عباسي داشتي که از عظمت و جلالش گردنکشان جاهلي قالب تهي مي کردند، امروز پاسدارانت چنان لرزه اي بر اندام دشمنان دين حق انداخته اند که به اقرار خود هنوز نتوانسته اند عمق اين عظمت و جلال را درک کنند.


    يا حسين به خون ريخته يارانت و اسارت خواهرت ، جانبازان و آزادگان اين يادگاران هشت سال دفاع مقدس هرگز با تمامي درد و رنجي که هر روز زندگي  را در کامشان زهر مي کند دست از حمايت نايب بر حق امام زمانشان ،مقام معظم رهبري بر نخواهند داشت .


    يا حسين اينک در خجسته روز ميلادت و مبارک ميلاد ابوالفضل العباس و ميمون ميلاد سجاد اهل بيت (عليهم السلام )با تو عهد و پيمان مي بنديم تا آخرين قطره خون خود دست از آرمانهاي معمار کبير انقلاب بر نداشته و با پيروي از فرمايشات گهر بار مقام معظم رهبري خواب خوش را از چشمان هر ستمگر و هر ظالمي بگيريم  




  • یاس کبود ( جمعه 11/5/1387 :: ساعت 7:50 عصر)

    عجب صبري خدا دارد


    عجب صبري خدا دارد!
    اگر من جاي او بودم؛
    که در همسايه ي صدها گرسنه،


    چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم،
    نخستين نعره ي مستانه را خاموش آندم،
    بر لبِ پيمانه مي کردم
    .

    عجب صبري خدا دارد
    !
    اگر من جاي او بودم؛
    که مي ديدم يکي عريان و لرزان؛


    ديگري پوشيده از صد جامه ي رنگين؛
    زمين و آسمان را،
    واژگون، مستانه مي کردم
    .

    عجب صبري خدا دارد
    !
    اگر من جاي او بودم؛
    براي خاطر تنها يکي مجنونِ صحراگردِ بي سامان،
    هزاران ليلي ناز آفرين را کو به کو،
    آواره و ديوانه مي کردم
    .

    عجب صبري خدا دارد
    !
    اگر من جاي او بودم؛
    به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
    سراپايِ وجودِ بي وفا معشوق را،
    پروانه مي کردم
    .

    عجب صبري خدا دارد
    !
    چرا من جايِ او باشم؛
    همين بهتر که او خود جايِ خود بنشسته و تابِ تماشايِ تمامِ زشتکاري هايِ اين مخلوق را دارد
    !
    وگرنه من به جايِ او چو بودم،
    يک نفس کي عادلانه سازشي،
    با جاهل فرزانه مي کردم؛
    عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد!


    معين کرمانشاهي


    ا




  • اfaryade sokot ( سه‏شنبه 8/5/1387 :: ساعت 9:49 عصر)

     



    مبعث:رحمة للعالمين .رسول دلها .:رسول خوبي‌ ها .منادي وحي .رسول رحمت (ص).امام المرسلين .حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم  بر همه ي عاشقان مبارک


     




  • اfaryade sokot ( سه‏شنبه 8/5/1387 :: ساعت 9:40 عصر)

    يک مولف آمريکايي با نام ميشل هارت در کتاب خود، پيامبر اکرم(ص) را صاحب نفوذترين فرد در تاريخ انساني برشمرد.
    به گزارش شبستان، ميشل هارت در کتاب خود با عنوان "بيش از يکصد سال نفوذ در تاريخ انساني"، پيامبر اکرم(ص) را نخستين فرد در ميان افراد صاحب نفوذ و موثر در جهان دانست.

    وي در ادامه گفت: پيامبر اکرم(ص) تنها فرد در تاريخ است که در سطح ديني و دنيوي به ميزان برابر براي تمام مردم جهان تاثيرگذار است.
    وي افزود: پيامبر(ص) موسس اصول متواضع ديانت در ميان اديان بزرگ جهان است و يک رهبر سياسي نيز محسوب شده است.

    بنا به گزارش اسلامنا، اين مولف آمريکايي اظهار داشت: با گذشت بيش از 13 قرن از وفات رسول اکرم(ص) نفوذ ديني و سياسي وي ادامه دارد، به طوري که به نظر مي رسد پيامبر اکرم(ص) تنها فرد صاحب نفوذ در تاريخ انساني است.

    گفتني است، در اين کتاب صفحاتي به تصاوير ارتش مسلمانان در زير پرچم الله و نقشه جهان اسلام اختصاص داده شده است.

    __________________



  • اfaryade sokot ( سه‏شنبه 8/5/1387 :: ساعت 9:13 عصر)

                                         


    اهميت صلوات بر محمد وآل محمد
    مردي به حضور پيامبر (ص) آمد وعرض کرد:من يک سوم صلواتم را درباره تو قرار داده ام،نه بلکه نصف صلواتم را براي توقرار داده ام،نه بلکه همه صلواتم را براي تو قرار داده ام.
    پيامبر(ص) به او فرمود:در اين صورت،مخارج وکمکهاي دنيا وآخرت تو تامين شود.
    ابوبصير از امام صادق(ع) پرسيد:معني اين جمله که من همه صلواتم را براي توقرار داده ام چيست؟امام صادق(ع) فرمود:يعني صلوات را(هنگام دعا)بر هر حاجتي که دارد،مقدم دارد ،وازخداوند چيزي درخواست نکند ،مگر اين که نخست بر محمد(ص) صلوات بفرستد ،وسپس نياز هاي خود را از خدا بخواهد

    __________________

                



            




  • s.m.m.k ( پنجشنبه 3/5/1387 :: ساعت 7:27 عصر)

     


    آقا شايد باورتــون نشه... ادامه مطلب...



       1   2      >

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [27/5/1387- 10:15 ص] عاشقان عيدتان مبارک.
    [23/5/1387- 7:59 ع] بالاخره کي امپراتور دريا شد؟
    [21/5/1387- 6:38 ع] ببينيد امروز چه گناهي کرديد که باز چشمتون به مطلبما روشن شده
    [19/5/1387- 12:14 ع] داستان حضرت نرجس(قسمت سوم داستان)
    [15/5/1387- 11:16 ص] اعياد شعبانيه
    [11/5/1387- 7:50 ع] عجب صبري خدا دارد
    [8/5/1387- 9:49 ع] مبعث رسول اکرم.پيامبر ختمي مرتبت بر همه ي عاشقان آن حضرت نبريک و
    [8/5/1387- 9:40 ع] پيامبر اکرم(ص) تنها فرد صاحب نفوذ در تاريخ انساني است
    [8/5/1387- 9:13 ع] اهميت صلوات بر پيامبر (ص)
    [3/5/1387- 7:27 ع] آقا شايد باورتون نشه...
    [2/5/1387- 7:38 ع] آفيس (office) قسمت 1و2
    [30/4/1387- 11:31 ص] پزشک و بيــــــــــــمار
    [آرشيو شده ها]