12/2/91
5:39 ع

به نام خدا
"استاد شهید مرتضی مطهری"
شکی نیست که نوشتن مقاله ی دو صفحه ای در مورد شخصیت بزرگی مثل استاد مطهری نمی تواند خواننده را از ابعاد مختلف تفکر ومنش ایشان آگاه نماید بنابراین امید است که تشنگان معرفت واندیشه با مطالعه ی آثار ایشان به حقیقت وجود شهید مطهری پی ببرند ولی به قول شاعر :
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
13 بهمن 1299 بود که روستای فریمان( درخراسان) از به دنیا آمد نوزادی پاک سیرت به خود بالید و او کسی نبود جز (مرتضی مطهری ) . در عالم خواب به مادرش نوید داده بودند که فرزندی به دنیاخواهی آورد که به اسلام خدمات ارزنده ای می کند.
مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود و پدرش از روحانیون مورد اعتماد خراسانی ها. سحر خیزی و انس با قرآن از یادگاری های پدرش به او بود. تفریح نوجوانان و جوانان روستای آن ها اسب سواری بود و مرتضی از بهترین سوارکاران آنجا به حساب می آمد.
ورود به حوزه علمیه
هنگامی که در 13 سالگی تصمیم گرفت به خواندن دروس طلبگی بپردازد مصادف با زمانی بود که رضا شاه با اقداماتش موجب تضعیف شدید روحانیون و دانشمندان علوم دینی شده بود تا جایی که نماز وتعلیمات دینی درمدارس ممنوع شده بود ومردم حتی حق نداشتند در خانه هایشان هم برای امام حسین (علیه السلام) مجلس روضه خوانی بگیرند. در آن زمان شرایط برای طلبه ها تا جایی سخت شده بود که پدر مرتضی برای خروج از خانه فقط شبها و آن هم مخفیانه می توانست از خانه خارج شود.
مرتضی نزدیک 2 سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل بود که به دستور رضا خان تمام حوزه های علمیه مشهد تعطیل شد. سپس ناامیدانه به روستایشان بازگشت ولی دوباره تصمیم گرفت به طلبگی ادامه دهد واین بار در حوزه علمیه قم.
مرتضی با یک دنیا امید راهی قم شد. درسال های اول شدیدا میل به تنهایی داشت و غرق در تفکرات وسوالاتی بود که برایش پیش می آمد. در حوزه علمیه قم سیدی بود خوش سیما ونیک سیرت که با اخلاق و رفتارش دل تمام طلبه ها از جمله مرتضی را ربوده بود. اسمش سید روح ا... خمینی بود.
مرتضی که به گفته ی خودش گمشده ی خود را درشخصیت او یافته بود جلسه اخلاق او را مشتاقانه پیگیری می کرد و شدیدا تحت تاثیر صحبت های حاج روح ا... قرار گرفته بود.کم کم با ورود ایت ا... بروجردی به حوزه علمیه قم جلسات درس ایشان و حاج روح ا... خمینی از مهمترین جلسات حوزه شده بود . مرتضی که علاقه زیادی به فلسفه داشت در درس فلسفه حاج آقا روح ا... حاضر می شد تا اینکه ایشان بنا به دلایلی دیگر فلسفه تدریس نکرد .پس از آن مرتضی با شخصیت بزرگی آشنا شد(که بعدها همه او را علامه طباطبایی می خواندند) و شروع به تحصیل فلسفه از محظر ایشان نمود.علامه که در آن زمان هنوز برای همگان شناخته شده نبود چنان تاثیری در مرتضی گذاشت که او را دلباخته خودش کردتا جایی که مرتضی هرگاه از علامه نامی می برد بعد از آن, عبارت روحی فداه(جانم فدایش)را بر زبان می آورد.کم کم از نظر علمی مرتضی به جایی رسید که خودش نیز برای طلبه های جوان تر جلسات تدریس داشت.
دیانت و سیاست
در آن روز ها که بیشتر وقت استاد مرتضی مطهری به بحث و تدریس می گذشت ایشان از مسائل سیاسی هم آگاه بودند و با گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی هم ارتباط داشتند.استاد نزدیک به سی سال داشت که به خواستگاری دختری در مشهد رفت و با او ازدواج کرد.پس از ازدواج بنا به دلایلی مجبور به هجرت از قم شدند و غریبانه در شهر بزرگی به نام تهران سکونت کردند.استاد یک روز در هفته نیز به قم می رفت و در جلسه درس فلسفه علامه طباطبایی حاظر می شد.حاصل این جلسات را ایشان در کتابی به نام (اصول فلسفه و روش رئالیسم)منتشر کرد که باعث حیرت همگان شد و معروفیت استاد مطهری را به همراه داشت.پس از آن در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران به عنوان مدرس حق التدریسی به فعالیت پرداخت.شهید بهشتی و شهید باهنر از جمله کسانی بودند که استاد راهنمای آنان در دکترا استاد مطهری بود.انتشار کتاب دوم مطهری به نام داستان راستان خیلی از طرفدارانش را به تعجب واداشت چرا که این کتاب را کتابی برای نوجوانان و عموم مردم می دانستند و از او انتظار دیگری داشتند.ولی دیری نپایید که این کتاب در بین مردم بسیار محبوبیت یافت و به چاپ های متعدد رسید تا جایی که از طرف سازمان جهانی یونسکو به عنوام کتاب سال برگزیده شد.
جرقه انقلاب خمینی(ره)
در سال 1340 پس ار درگذشت دو تن از روحانیون برجسته حوزه به نام های آیت ا... بروجردی وآیت ا... کاشانی شاه به گمان اینکه دیگر مخالفی در سر راه خود ندارد اصلاحات خانمان سوز و عوام فریبانه ای به نام انقلاب سفید را به راه انداخت. این برنامه با مخالفت علمای قم و در راس آن ها آیت ا... خمینی روبرو شد اما شاه اعتنایی نکرد در حالی که برخلاف خیالات او, این اقدامات سرآغاز انقلابی شد که در نهایت به عمر نظام شاهنشاهی در ایران پایان داد.جنایت های شاه همچنان ادامه داشت تا اینکه امام خمینی در محرم آن سال با همکاری استاد مطهری و مبارزان دیگر ,بین مسئولین هیات های عزاداری امام حسین (علیه السلام) هماهنگی هایی ایجاد کرد که به سخنرانی های رسواگرانه علیه نظام شاهنشاهی انجامید.در نتیجه این اقدامات بود که مردم در روز عاشورا همراه با دسته های عزاداری و در حالی که بر روی علامت ها و در بین مردم عکس های آیت ا... خمینی به چشم می خورد از خیابان ری به طرف کاخ شاه به راه افتادند و با شعار (مرگ بر این دیکتاتور) و (خمینی بت شکن ملت طرفدار توست)لرزه بر اندام کاخ نشینان انداختند.عصر عاشورا در قم نیز آیت ا... خمینی در یک سخنرانی بسیار تند رژیم شاه و اسرائیل را به باد انتقاد گرفت.روز بعد مامورین شاه به منزل افرادی مثل امام خمینی و شهید مطهری ریحتند و آنان را به زندان منتقل کردند که سرانجام با فشار علمای بزرگ پس ار 43 روز از زندان آزاد شدند.در سال 1343 گروهی به نام (هیات های موتلفه اسلامی )به طور مخفیانه تشکیل شد.اینان در واقع همان سران هیات های مذهبی بودند و استاد مطهری به دستور امام خمینی (ره) مسئولیت نظارت بر کار های این گروه را داشت .در همان سال حسن علی منصور به سفارش آمریکا نخست وزیر شد و در اولین اقدامش لایحه کاپیتولاسیون را در مجلس به تصویب رساند که به موجب آن نزدیک به 40هزار مستشار آمریکایی در ایران مصونیت قضایی پیدا کردند.وقتی این خبر به امام خمینی رسید شدیدا ناراحت شدند و طی یک سخنرانی تندی این اقدام را توهینی به ملت بزرگ ایران دانست.پس از این اقدام ,شاه امام خمینی را به بهانه اخلال در امنیت کشور به ترکیه تبعید کرد.فضای کشور را خفقانی سخت فرا گرفته بود.در این بین جمعیت هیات های موتلفه برای شکستن این فضاراهی ندید جز از بین بردن مهره های اصلی حکومت و برای اولین قدم نخست وزیر را سزاوار اعدام دیدند.بنابراین حکم او به عنوان مفسد فی الارض از سوی آیت ا... میلانی صادر شد و آن ها منصور را جلوی مجلس شورای ملی به گلوله بستند .مردم با شنیدن خبر کشته شدن نخست وزیر با خوشحالی به خیابان ها ریختند و به پخش شیرینی پرداختند.
عمر دوباره
پس از شناسایی و دستگیری اعضای هیات های موتلفه توسط ساواک,قاضی پرونده در خلال مدارک به نام مطهری برخورد کرد ولی چون از قبل او را می شناخت شجاعانه تمام مدارک مربوط به استاد مطهری را از پرونده حذف کرد و استاد از مجازات حتمی اعدام نجات یافت و تصمیم گرفت به شکرانه این نعمت,بیش از پیش یه فعالیت های اسلامی بپردازد.
انقلاب فرهنگی
استاد مرتضی مطهری در سال 1346 به همت چند تن دیگر,موسسه حسینیه ارشاد را در خیابان شمیران تهران بنا نهاد.این حسینیه که از آن به عنوان نبض فرهنگی پایتخت می توان نام برد ,هدفش تبلیغ و نشر ایدئولوژی اسلامی بود و خیلی زود در میان مردم شهره گشت.ولی دیری نپایید که استاد مطهری به خاطر دخالت های مدیر داخلی حسینیه ارشاد که فردی مشکوک بود مجبور به استعفا گردید و به دنبال ایشان آیت ا... خامنه ای ,دکتر شریعتی و اشخاصی دیگر نیز برنامه هایشان را در این حسینیه حذف کردند.پس از آن استاد مطهری در مسجد الجواد ,کانون توحید,مسجد جاوید و مسجد ارگ به فعالیت پرداختند که همه آنها به همراه حسینیه ارشاد یکی پس از دیگری به دستور شاه تعطیل می شدند.ساواک همچنین در سال 1354 با ممنوع المنبر کردن استاد مطهری دیگر خیال خود را راحت کرد.در سال بعد نیز ایشان را مجبور به استعفا از دانشگاه کردند .اما جلساتشان همچنان در منزل خود استاد برگزار می شد و ایشان به همراه امام خمینی هفته ای دو بار هم در حوزه علمیه قم به تدریس می پرداختند.پس از چندی با انتشار خبر شهادت آیت ا... حاج مصطفی خمینی فرزند امام ,راهپیمایی هایی با هماهنگی استاد مطهری درسراسر ایران برگزار شد که موجب شد نام خمینی پس از مدت ها بار دیگر بر سر زبان ها بیفتد و مردم دوباره به خیابان ها ریخته و فریاد یا مرگ یا خمینی سر دادند. پس از آن رژیم شاه در پائیز 1357 حکومت صدام حسین را مجبور کرد تا از آیت ا... خمینی بخواهد یا دست از مبارزه بردارد یاخاک عراق را ترک کند که امام دومی را برگزید و به کویت رفت ولی دولت کویت از ترس شاه به ایشان اجازه ورود نداد .سپس امام خمینی در تصمیمی ناگهانی به دهکده نوفل لوشاتو در فرانسه تغییر مسیر داد.آنجا بود که دیگر نام خمینی محور رسانه های جهان شد.در ایران حتی نخست وزیر وقت و فرماندهان ارتش نیز می دانستند که استاد مطهری رابط امام خمینی با ایران است. استاد یکبار هم برای دیدار با امام به دهکده نوفل لوشاتو سفر کرده بود.ایشان هرچند مانند مبارزان دیگر انقلاب شهرت نداشتند اما بعد از امام عملا شخص دوم انقلاب بودند و در همه امور مشاور ایشان به حساب می آمدند.تا اینکه شبی حاج احمد خمینی از فرانسه با استاد تماس گرفتند و گفتند امام می خواهد به ایران بازگردند.
تصمیم خطرناکی بود و استاد مطهری از آن لحظه تا لحظه نشستن هواپیما دلهره ای عجیب داشتند زیرا هر لحظه اخبار ضد و نقیضی منتشر می شدمبنی بر احتمال ربودن هواپیمای امام و یا انفجار آن در آسمان و دیگر اینکه استاد مطهری مسئول کمیته استقبال از امام نیز بودند.سرانجام هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و مردم در بزرگ ترین استقبال تاریخ,پس از سال ها با رهبر انقلابشان دوباره دیدار کردند و 10 روز بعد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
انتقام از یک تفکر
پس از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان اسلام و ایران تصمیم به انتقام گرفتند و استاد مرتضی مطهری ,این مغز متفکر نظام از نخستین قربانیان آنها بود که توسط گروهک تروریستی فرقان و در عین بی گناهی به شهادت رسید.
زیر نور چراغ کوچه در باز شد.یک مرد روحانی و به دنبالش دو نفر دیگر بیرون آمدند.هنوز چند قدمی نرفته بودند که ناگهان کسی از تاریکی صدا زد:استاد.استاد مطهری برگشت و گفت:جانم که ناگهان صدای تیری از تاریکی برخواست .خون , از پیشانی ایشان جاری شد و استاد بر زمین افتاد.
گرچه انقلاب ما از ادامه حیات نماد تفکر و اندیشه اسلامی بی بهره شد ولی پس از او کتابهایش همچنان همدم خلوت جستجوگران حقیقت و یاریگر فیلسوفان و اندیشمندان در کشاکش بحث های علمی شد.
در آن روز بسیاری به این می اندیشیدند که : به راستی این مرتضی مطهری کیست که در سوگش مرد بزرگ و بردباری مانند امام خمینی (ره) اینچنین اشک می ریزد.
در پایان مطلب را با عبارتی از استاد مطهری مزین می نماییم:
اولین اثر ایمان مذهبی از نظر انبساط آفرینی ,خوش بینی است.فرد با ایمان خوش بین است در حالی که فرد بی ایمان ,قوانین و تشکیلات و تاسیسات کشور را فاسد و ظالمانه می داند و هرگز به فکر اصلاح خودش نمی افتد و معتقد است در جایی که زمین و آسمان بر ظلم و جور و نادرستی است ,درستی ذره ای مانند من چه اثری دارد!!
برای شادی روحش صلوات
منبع:انتشارات مدرسه-چلچراغ-کتاب زندگینامه استاد مطهری
11/2/91
2:58 ع
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت:
"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموختهام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایهی تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگرچه با سینما آشنایی داشتهام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آن چه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همهی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوهگر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."
شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهی غائلهی گنبد (مجموعهی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهی مستند خان گزیدهها) آغاز کرد
"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود، از حلقهی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصرهی خرمشهر برای تهیهی فیلم وارد این شهر شد:
"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانهروز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی دربارهی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."
مجموعهی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.
"یک هفتهای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعهی حقیقت این گونه آغاز شد."
کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوستهای پیدا کرد آغاز تهیهی مجموعهی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی دربارهی انگیزهی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید:
"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند وظایف و تعهدات اداری.
اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرینشان مهدی فلاحتپور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشدهایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید! زندهترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد.”
اواخر سال 1370 "موسسهی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی دربارهی دفاع مقدس بپردازد و تهیهی مجموعهی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیهی شش برنامه از مجموعهی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیهی مجموعههای دیگری را دربارهی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعهی محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.
شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبههها و تهیهی فیلمهای مستند دربارهی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامهی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت او طی یک مجموعه مقاله دربارهی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشههای رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهجالبلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهمالسلم و جایگاه آن با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگهایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شدهاند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزمآوران و بسیجیان، در زمرهی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمهی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ میسپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامهی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعهی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینهی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانهی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنیهاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامهی تدریس صرفنظر کرد. مجموعهی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامهی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینهی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامهی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعهی این مقالات در کتاب "آینهی جادو" که جلد اول از مجموعهی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمعآوری و به چاپ سپرده شد.
سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینهی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامهی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.
مجموعهی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجابآور است. در حالی که سرچشمهی اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومین علیهمالسلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز میگشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست چرا که این شناخت زمینهی خروج از عالم غربی و غرب زدهی کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبهی بشریت" مینامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.
3/11/90
10:36 ع
سلام
چیزی که فیلم آقای قرهادی را برنده ی گلدن کلوب میکند ورای مباحث فنی که به طرز شگفت آوری بی نقص پرداخت شده، برخلاف عده ای از منتقدین سیاهنمایی نیست! بلکه پرداخت یک نما از سیاهه ای در جامعه است که همه بدان عادت کرده ایم! امیدوارم حرف من ناچیز را حسب بر بازی کلمات نگذارید،تفاوت نظر حقیر با ایشان در نوع نگاه به یک فعل است. اصغر فرهادی فیلمی ساخته است تا سیاهنمایی کند؟! یا مطلبی را پرداخت کرده که سیاه است!؟
اگر براین موضوع معتقدید که شخصیت سیاهی در این فیلم وجود دارد بحث دیگری است اما دقت کنید! تمام شخصیت های این فیلم خاکستریی اند! یعنی حتی شخصیت خانم حاتمی(در فیلم) هم اصلا آنگونه که برخی به جد گفته اید "شخصیت سفیدی است"، سفید نیست!
و اما مطلبی در مورد سکانس اول فیلم که به زیبایی و با ریزه کاریهای فراوان پرداخت شده! در اولین صحنه شما چه میبینید؟ شناسنامه! برای چه موضوعی؟ طلاق! پس از این فیلم انتظار عروسی داشتن کمی بچگانه است! حال آنکه ملودرام های قوی اجتماعی رسالتی فرای فیلمهای "همه چی آرومه " ی گیشه دارد.
پلان دوم دارای گفت و شنود عجیبی بین سه نفر و چهار بعد یک جامعه است. اول پدر یک خانواده، دوم مادر یک خانواده، سوم قاضی(ریش سفید یا رهنما و کسی که در مقام قدرت قضایی است) و چهارم من، تو و هرکه این مساله را در ذهن خود برای چندثانیه پرداخت میکند، بعبارتی "ملت!"
پاسخ ذهن سه بعد از چهار بعد مذکور در برخورد اول با قضیه کاملا شبیه به هم است یعنی "زن باید بماند و حق با مرد است"!
فیلم به تعریف داستان میپردازد و در پایان فیلم گویا کفه ی ترازوی تصمیم به به سمت تصمیم زن سنگینی میکند!
پدر(که رضایت داده زنش ازو جدا شود)، مادر، قاضی، من و حتی خود شما! با این حال کارگردان نسبت به نظر کسانی که هنوز معتقدند مادر در اشتباه است احترام گذاشته! نشان به نشان پلان دوم از سکانس آخر(جایی که دختر مردد است و نمیداند کدام راه، راه درست است!) .
چه کسی میتواند درآن لحظه ادعا کند یقینا کار پدر درست است؟ یا یقینا کار مادر؟!
اگر حس پدردوستی و میهن پرستی مرد را در سکانس اول تحسین کرده اید و در جایی که دستکشی به دست می شود شرم را در نگاه مادری به دخترش فهمیده اید. اگر با اداهای دخترکی در هنگام بازی کردن با شیر گاز اکسیژن پیرمرد داستان، خندیده اید و اگر در لحظات پایانی فیلم مثل من خودتان را جای دخترک گذاشته اید و دعا میکنید که ای کاش هیچگاه کار بدین جا نمیرسید! بدانید رنج مشترکی را حس کرده اید و این یعنی قسمتی از دغدغه های مردی هنرمند را فهمیده اید.
آقای فرهادی هرکجای گیتی که باشد به ایرانی بودن خویش افتخار میکند چنان که تنها جملاتی که از فرهادی در بلندگوهای گلدن کلوب پخش می شد جز تشکر از حمایت مردم ایران از وی نبود. و این یعنی کشور من سیاه نیست و من از بین مردمانی سیاه نیامده ام! معضلاتی هست که سیاهند و من نمیتوانم از آنها سخن نگویم، نمیتوانم خودم را گول بزنم، از من نخواهید سفید نما باشم! نخواهید به هر قیمت بخندانم، گاه بایست گریست به برخی حقائق!
اجازه دهید گاهی و فقط گاهی کسی از برخی حقائق تلخ برایمان داستان بخواند!
30/10/90
12:22 ع

جایی در فیلم پر حاشیه 2012 دخترک کوچولو با شنیدن صحبت های مردی که در تلوزیرون درحال هشدار دادن گرد وقایع 2012 است با نگرانی ار پدر خود می پرسد: پدر! اون مرد یک دیوونه است؟
و پدر در حالی که ترس در چشماش نعره میزنه با لحنی نامطمئن میگه: نه! گمون نمیکنم!
بحث رو از اولین زلزله ی سال 2012 در خطه ی شمال شرقی ایران شروع میکنم، جایی که من در آن ساکن هستم یعنی خراسان بزرگ!
شاید در اخبار شنیده باشد که زلزله ای 5.5 ریشتری روز نوزدهم ژانویه 2012 رخ داد. در واقع این زلزله از جهاتی نگران کننده است.
به تصویر ذیل با دقت نگاه کنید. (این تصویر زلزله های پیش بینی شده در سال 2012 است که در یک وبلاگ معتقد به 2012 گذاشته شده بود.)

حتما متوجه شدید طبق پیش بینی نگارنده ی این تصویر، در ناحیه شمال شرقی فلات ایران شاید جایی در افغانستان زلزله ای به شدت 3.8 ریشتر رخ خواهد داد.
حال، حتما با خود میگوئید:"خب چه ربطی به زلزله ی 5.5 ریشتری نیشابور دارد؟!" در جواب باید بدانید درست بعد از زلزله ی نیشابور در مشهد مقدس نیز یک زلزله ی 3.5 ریشتری رخ داد! این عدد و این جغرافیا بسیار بسیار شبیه به عدد وجغرافیای پیش بینی شده در تصویر بالاست و اگر به این موضوع آگاهی داشته باشید که در علم زمین شناسی این یک پیش بینی نسبتا دقیق محسوب می شود مانند من انگشت حیرت به دهان گرفته و از خود میپرسید نکند حرف پدر آن دخترک در فیلم 2012 درست از آب درآید!؟ نکند این یک مشت دیوانه ی معتقد به 2012 و این یک مشت سیاسیون آمریکایی که به نظر برخی با این استراتژی ها در پی رسیدن به منفعت خاصی هستند، در واقع تنها در حال اذعان حقیقتند!
به هر حال به قول آنتوان چخوف در کتاب "سه سال" : باید منتظر ماند و دید که روزگار چه در چنته دارد!
نوشته شده توسط "سدیگز"
20 ژانویه 2012
5/8/90
3:19 ع

برخی مسئولان، البته فقط برخی آنها، جانی هستند.
خبر تکان دهنده ی حادثه ی درودزن، وعده های تحقق نیافته مبنی بر، برچیدن بساط "جنایات نیمه طبیعی" همچون چراغ های نفتی از مدارس کشور عزیزمان، ایران اسلامی؛ و گزارشی که چند روز پیش در رادیو پخش شد مبنی بر وجود کلی مدرسه با تجهیزات مذکور در همین لحظه که این متن را مینویسم؛ اثبات کننده ی این ادعاست که "برخی مسئولین و فقط برخی آنها, جانی هستند.
امید که مسئولانی که از این دست ویژگی ها مبری هستند از طرف ما، مردم همیشه در صحنه و قدرشناس، با پشت دست بزنند بر دهان این جانیان و خودشان آستین بالا بزنند و بساط این اختراع باستانی را تا قبل از سالروز بزرگداشت کوروش کبیر برچینند.
خداوند پشتیبانتان باد!
10/5/90
10:50 ص
پایگاه «وب شهر» نوشت: کاربر ایرانی در اینترنت بودن خودش به تنهایی کم مصیبتی نیست! باور نمی کنید؟ این مطلب را بخوانید تا باورتان شود اینترنت همین الان هم خیلی خیلی ملی است و جای یک روز تعطیلی در تقویم برای روز ملی شدن اینترنت به شدت خالی است!

فرض کنید برای نوشته ای که در وبلاگ خود میخواهید بنوسید نیاز به جستجو برای عکس دارید. مصیبت از همین جا شروع می شود؛ می روید داخل گوگل و برای تصاویر جستجو می کنید. مهم نیست چه کلمه ای بزنید؛ در هر حال چیزی نیست!
چند تا کلمه را با هم می بینیم:

1-جستجو برای کلمه «کتاب»
2-جستجو برای کلمه «ورزش»
3-جستجو برای کلمه «سلامتی»
ای بابا اصلا ببینیم فرقی می کند چه کلمه ای بزنیم؟
4-جستجو برای کلمه «بیل»
5-جستجو برای کلمه «کلنگ»
خوب نتیجه جستجو که عالی بود حالا بریم نرم افزار دانلود کنیم. چند تا افزونه خوب برای مرورگر کروم لازم هست! هوررراااا خوب خوشبختانه این فیلتر نیست اما چون با ای پی ایرانی آمده اید به شما اجازه دانلود نمی دهند!

Google Chrome Extensions
نخواستیم برویم اقلا با تبلیغ گوگل ترافیک سایتمان را بالا ببریم! عجب این چرا فیلتر شده؟

Google AdWords
ای بابا! چه کنیم برویم اقلا چهار تا تبلیغ گوگل بگیریم بگذاریم در سایت تجارت کنیم! خوب به به! به سلامتی این یکی فیلتر نیست! ای بابا چی نوشته؟
شما از کشوری هستید که ما به دلیل تحریم منع رابطه تجاری داریم!

Google AdSense
خوب حالا دیدید الان هم اینترنت هم از داخل و هم از خارج کاملا ملی هست؟ کلا وقتی ملی بشود دیگر اصلا اینترنت متنی خواهد بود! البته نه هر متنی!
6/5/90
7:4 ع
با سلام
جگرمان سوخت بس که شنیدیم حرم امامان خراب شد، به پیامبر معظممان توهین شد، کشورمان هم که دیگر از خودی و خارجی می کشد..!
دوستان عزیز به تازگی دولت سعودی سریالی ساخته که درآن به طور علنی به دو امام معصوم و غریبمان یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) توهین می شود و اصلا اساس ساخت این فیلم ظاهرا ضربه زدن به قلب اسلام می باشد.
از محبان اهل بیت دعوت می شود با مراجعه به آدرس اینترنتی ذیل و انتخاب گزینه ی "بله" در نظر سنجی بین المللی این سایت مبنی درخواست توفق هرچه سریع تر پخش این سریال کذایی بار دیگر گامی صحیح در مسیر نه تنها جهان اسلام بلکه این بار به خاطر آنچه بدان معتقدیم به خاطر تعالی بشریت بردارند.
دوستان فراموش نکنند باید گزینه ی yes رو انتخاب کنند هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا... یعنی اینکه بله ما معتقدیم باید فیلم ممنوع الپخش شود
3/5/90
12:28 ص
من آنچه را باید برای زندگی کردن بیابم نیافته ام و نمی دانم هایم را در انباری خلوت خود تلنبار کرده ام
هیچ دیگر نمانده است از همه ی آنچه گویندش زیبایی در چشم من!
تتمه آینده و خرد امیدی به کوله ی اندیشه ام مانده بود که شب جان دادن گاو مشت حسن همه ش ینجه شد و مشت حسن آن را خورد...
"من من" من را " ما ما" کرد و خواندندش دیوانه!
آفتاب فردا از پشت کدام کوه برخواهد خاست؟ کدام کوه! آفتاب فردا از پشت کدام آسمان خراش برون خواهد زد؟ کدام آفتاب!؟
آه این آتش سینه چگونه با بارش دیدگانم مشتعل تر می شود؟ چگونه تاب می آورد این آخرین شب غمبار زندگانیم را
بدنی خسته، روحی درمانده آه ازآن و آه از این!
8/4/90
12:4 ع
چند فروشگاه اینترنتی:
در این پست قصد داریم در اقدامی عجیب و غریب و نه در خور گروه فرهنگی روزنه اندکی تبلیغات ارائه کنیم؛ در ادامه پنج فروشگاه خوب اینترنتی شناسایی شده اند که سر زدن به آنها خالی از لطف نیست.
سایت نوین فروش یکی از بزرگترین سایت های فروشگاهی برای خرید اینترنتی در کشور است.
شما ابتدا کالای خود را سفارش میدهید و سپس با شما از طریق تلفن تماس گرفته میشود و پس از مشاوره ، در صورت موافقت ، محصول به آدرس شما ارسال می شود و شما پس از خرید محصول ، وجه آن را به مامور پست تحویل میدهید .
این سایت فروشگاهی در ستاد ساماندهی سایت های ایرانی ثبت شده است و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد..
شرکت سازندگان طرح و شبکه آراد سیستم فروش خود را با نام ارادو معرفی میکند. ارادو تنها یک "فروشگاه اینترنتی" نیست. بلکه دروازه جدیدی است به دنیای کسب و کار
شعار این شرکت:
مشتریان راضی بهترین مبلغان هر فروشگاهی هستند.این سایت فروشگاهی در ستاد ساماندهی سایت های ایرانی ثبت شده است و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.
3. فینال ای شاپ
خرید اینترنتی کتاب، فیلم، موسیقی، بازی، نرم افزار،پزشکی-بهداشتی ، محصولات خام ، اسباب بازی و ورزشی
سابقه ای درخشان در جشنواره های مخلتف
اولین و معتبر ترین فروشگاه خرید و فروش اینترنتی کالاهای دیجیتال
پیام رسان
